تبليغاتX
هيچي...
هيچي
اینم کاریکاتوری از اقای رئیس جمهور حتما تا حالا شنید!!


روزی برای مردم فلسطین }
 
ایا در راهپیمایی روز قدس شرکت نمودید؟
بله.به خاطر مردم ستمدیده انجا  ( 7رای، 25%)
خیر.به خاطر برخورد تبلیغی نظام ( 12رای، 42%)
بله به خاطر درخواست نظام  ( 0رای، 0%)
خیر چون از اعراب متنفرم. ( 9رای، 32%)

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آذر 1384ساعت 21  توسط   | 

من و قلعه ی بابک در تابستون سال 84

عرض تسلیت به خاطر از بین رفتن تعدادی از عزیزان خبرنگار وارباب رسانه در حادثه ی سقوط هواپیمای ترابری نیروی هوایی  به جامعه ی خبری از جمله وبلاگ نویسان( اگر چه به لحاظ حرفه ای همکار نیستیم.. ولی  به لحاظ کاری که همانا اطلاع رسانی است.  کم وبیش در این دسته جای میگیریم..  اطلاع یافتن دیگران از طرز فکر شما اطلاع رسانی نیست؟

. داستان قلعه ی بابک نرفتن امسال من بر میگردد به خیلی سال پیش ...مادرم میگفت من دوست داشتم اسم تو رابعد از تولدت  امیر بگذارم...ولی اصراری نداشتم ..پدرت مصمم بود که اسمت بابک باشد...ومن خواستم وشد. در زندگی شخصیم با افراد مذهبی ماب بسیاری روبرو شدم. بغیر از خانواده ی پدریم که با دادن یک شهید ویک جانباز در ابیاری درخت نظام اسلامی نقش موثری داشته اند...والبته عمه ام که الان بعد از تحصیلات در جامعه الزهرای قم یک اخوند کامل شده البته نمیدونم بعد 10 سال تحصیل درقم به درجه ی اجتهاد رسیده یا نه....اقوام نزدیک من از لحاظ رفتار ومنش متعادلند یعنی به قول معروف نه حذب الله ی هستند نه  زیادی اپن.

اولین باری که فهمیدم بابک کی بوده دلم براش سوخت چون فهمیدم..به خاطر عقیدش مثله شده .... بعدها برام جای سوال بود که چرا برا ی شناساندن چنین شخصیتی که نه جلوی اسلام بلکه جلوی حاکمان مستبد عباسی که خود نقشی انکار نا پذیر در به شهادت رساندن امامان شیعه داشتند..تلاش نمیشود... حقیقت این است که بابک از اسلام متنفرررررررررررررررررررررررررر نبود... اگر به خواهم یک تعریف تقریبی وعامیانه کنیم بابک یک ملی گرا بود که  در مبارزه هایش به برکنی ظلم ویوغ ستمگران فکر میکرد ... نه چیز دیگر......... نگاهی به ویژگی های  دینی خرمدینان میپردازم  میبینم که با مبانی دین های اسمانی از جمله اسلام تزادی ندارد.انان از علی ع که عرب است به بزرگی یاد میکنند..فعلا حال ندارم ادامه بدم ما روز 14 تیر از اردبیل به سمت کلبیبر میعاد گاه دوستداران بابک حکت کردیم.. 6 نفر بودیم.. عمو رضاوپسرش امیر رضا...ایوب..روزبه......مهرداد ومن..این سه تا اخری پسر عمه هامم..در جاده ی مشکین  به یک ایست بازرسی

از اونهاییکه کنار مرز افغانستان برای گرفتن قاچاقچی ها بر پا میکنند..بر خوردیم..ماشین را نگه داشتند وبعد از کلی بازرسی برای احیانا به قول خودشون مشروبات الکلی والبته لیست کردن تعداد ونام افراد....اجازه ی عبور به ما دادند..غروب به اهر رسیدیم...انجا دو پاسگاه یکی برای سپاه پاسداران ویکی برای نیروی انتظامی وجود داشت..از عبور ما ممانعت کردند.....ما برگشتیم.همین.البته در راه برگشت چند تا فحش ابدار با عصبانیت کامل در میدان شهر اهر دادیم والبته کلی حال داد..

بیزی قی تر دیلر...ولی  نیه گوره؟ نه چدنه ملالین سوزنا گورا...بیز اویاخخ ..اینیشیگ ایل عملیات نظامی بسیجه گورا گویمادیلار.. بی ایل دای علنن گابا قیمیزی ال دیلر...ولی اذر بایجانین کیشیلری غیرتددی .....بیزیم جوابیمیز گالی....

روزبه وبابک و امیر رضا ومهردادایوبرضا عمو نا امیدانه در حال برگشت..

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آذر 1384ساعت 1  توسط   | 

گروه کوهنوردی شهید چمران وبابک....مربوط به صعود این هفته به قله ی دارابادقله ی توچال از روی دارابادمن ومحمد معینیدماوند مابین من ومحمداعضای گروه پارک جمشیدیه عکس برای روزهای قبله

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آذر 1384ساعت 10  توسط   |