اینم شعر اهنگ لینکین پارک
In The EndLinkin ParkIt starts with one thing I don’t know why It doesn’t even matter how hard you try Keep that in mind I designed this rhyme To explain in due time All I know Time is a valuable thing Watch it fly by as the pendulum swings Watch it count down to the end of the day The clock ticks life away It’s so unreal Didn’t look out below Watch the time go right out the window Trying to hold on But didn’t even know Wasted it all just to watch you go I kept everything inside and even though I tried It all fell apart What it meant to me Will eventually Be a memory Of a time when I tried so hard And got so far But in the end It doesn't even matter I had to fall To lose it all But in the end It doesn't even matter One thing I don’t know why It doesn’t even matter how hard you try Keep that in mind I designed this rhyme To remind myself how I tried so hard In spite of the way you were mocking me Acting like I was part of your property Remembering all the times you fought with me I’m surprised it got so far Things aren’t the way they were before You wouldn’t even recognize me anymore Not that you knew me back then But it all comes back to me In the end You kept everything inside and even though I tried It all fell apart What it meant to me Will eventually Be a memory Of a time when I tried so hard And got so far But in the end It doesn’t even matter I had to fall To lose it all But in the end It doesn’t even matter I've put my trust in you Pushed as far as I can go And for all this There’s only one thing you should know I've put my trust in you Pushed as far as I can go And for all this There’s only one thing you should know I tried so hard And got so far But in the end It doesn’t even matter I had to fall And lose it all But in the end It doesn’t even matter |
یک روز عشق هوس کرد(تضاد مضاعف در حیطه ی ادبیات) بره دم دل بابک..هر چی در زد کسی در را باز نکرد..از توی پنجره ی دلش(خونش) نگاه کرد..داخل خونه شمعی روشن بود ...برقه خونه ی بابک قطع بود..دید تو دلش از هوس وشهوت خبری نیست..خوشحال شد..حالا دیگه حتما میخواست بره خونه ....عجب مهمون ناخواسته ای..یه بار دیگه به ادرسی که فرشته ی خوبی ها بهش داده بود نگاه انداخت:کیلومتر بیست جاده ی گناه ...به طرف امام زاده...دهات مومن اباد..محله ی ادمای سرگشته..کوچه ی حیرون...نرسیده به باغ وحش..پلاک 7اپارتمان اسرافیلی..طبقه ی وسط!!دل...
ادرس درس..بود..رفت دم پنجره اپارتمان وبه بیرون نگاه انداخت...چه باغ وحش بزرگی!تا جایی که چشمش کار میکرد..باغ وحش بود..حیوونها بودن که کنار هم زندگی میکردند..بدون هیچ محدودیتی ..بدون هیچ قفسی..در همین حین صدای پایی از پایین پله ها نزدیک میشد..خوشحال شد فکر کرد صابخونه است..برق از چشمهای عشق پرید!!هوس تو اینجا چی کار داری...؟؟؟"؟؟""سلام عشق""گفتم اینجا چی کار داری؟""بابا سخت نگیر شیطون منو فرستاده""حقیقتش رفتن به خونه ی دل برای ما یه کم سخته..دیشب شهوت در نقش یک پیتزا بر وارد خونه شده بود..ولی سه سوته..توبه اونو انداخت بیرون"" توبه کیه؟""بابا این پسره یک سگ داره.اسمش توبه است:"" حالا هم من مامورم..!
میدونی چیه عشق اینجا محله ی خوبیه..مثل محله های دیگه روستای مومن اباد نگهبان محله نداره..شنیدم که چون حق شارژروزانشون...رو به موقع پرداخت نمیکنن نگهبان محله معمولا اینجا گشت نمیزنه..واسه همین من وشهوت راحت میایم اینجا""ببینم هوس! تو و شهوت به باغ وحش هم سر میزنید؟؟؟..
""برای چی!! اونجا که تکلیفش معلومه ..ما ((((های کلاسیم)))) با حیوونا چیکا ر داریم""
وقت اذان بود ...هوس مجبور شد برود..نا گاه در خانه ی بابک گشوده شد..عشق درزد...صدایی از داخل خانه امد...بیاتو عزیزم..صدای عقل بود...عقل :سلام عشق چطوری ؟""دم در بودم چرا در و باز نکردی؟""بابا این صابخونه کلید کرد.وگرنه عمرا میگذاشتم بیای تو ..میدونی که از قدیم گفتن ما دوتا ابمون تو یه جوب نمیره..خوبیش اینه من طبقه ی بالای همین اپارتمانم..زود میام داخل دلش ولی تو باید از پیش خدا بیای..عشق سکوت کرد..ایا واقعا همینطور بود؟؟؟ عشق این شعر و از مولانا خوند ورفت تو اتاق خواب بابک..
مرغ خانه
, اشتری را بی خرد.................. رسم مهمانش به خانه میبردچون به خانه مرغ
, اشتر پا نهاد ................خانه ویران گشت وسقف اندرفتادخانه مرغ است هوش وعقل ما.................. هوش صالح طالب ناقه خدا
ناقه چون سر کرد در اب وگلش............... نه گل انجا ماند نه جان ودلش
نتیجه ی منطقی از شعر اینکه عشق خیلی بزرگتر از عقله واصولا عقل جلو عشق هیچی نیست..ناقه همون شتره..معنی شعر هم اینه یه روز مرغه یه شترو میبره خونش میاد تو خونه مرغه خونش میپوکه!مولانا میگه خونه مرغه هموم عقله..شتره هم عشقه..البته به داستان حضرت صالح هم یه گریز زده..در اون داستان عقل مثل کاره صالحه وعشق یا همون طالب یا مطلوب ما ناقه است..که عشقه....
http://newstanz.blogfa.com
از سفر احمدی نژاد به اردبیل واستقبال از نامبرد
توجه : شوخی با هموطنان عزیز آذری زبان در این گزارش فقط به نیت طنز و شادی می باشد و هرگونه غرض و مرضی از طرف اینجانب بشدت تکذیب می گردد (!)
------------------------------------------------------------
حسین رضا زاده برای استقبال از احمدی نژاد به فرودگاه اردبیل رفت
.... خودمونیم ... کاشکی رضا زاده رییس جمهور بود ..... هم خوش هیکله هم زورش زیاده ....هم میتونه سه سوته اسراییلو با حرکت یک ضرب از روی کره زمین بلند کنه !!...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
احمدی نژاد خطاب به رضا زاده :
....خیلی خوشبختم ..... ماشالا شما چقدر گنده هستید !!!!......

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
احمدی نژاد خطاب به رضا زاده :
... شنیدم شما روزی یه تریلی بربری می خورید !!!!......

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
احمدی نژاد :
.... گریه نکن پسرم .... اشکال نداره ..... حالا یه امروز رو سنگک میخوریم !!!.....

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
احمدی نژاد :
... سلام مادر جان .... چرا هیچکی نیومده استقبال ما ؟؟؟... نمیدونی خیابون اردبیل کجاست ؟؟!!....

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
نقض مکرر قوانین راهنمایی و رانندگی در تمامی سفرهای استانی رییس جمهور :
بیرون آوردن کله از سقف ماشین
راه رفتن روی سقف ماشین
نشستن محافظ رییس جمهور داخل ماشین
سوار شدن محافظین روی سقف ماشین و کاپوت !!!!....

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
احمدی نژاد :
.... سلام بچه ها ..... کجا بودین بابا ؟؟....... ما تمام آذربایجانو گشتیم تا اردبیل رو پیدا کردیم !!....

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
محافظ سمت چپ احمدی نژاد روی سقف ماشین :
..... کجا رفت ؟؟ .... کوشش ؟؟؟ ..... مثل اینکه تفنگمو زدن !!!!....

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مراسم استقبال با پلاکارد های مچاله شده و پر از چین و چروک !!...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
به دستی که با فلش مشخص شده و از وسط جمعیت بیرون زده توجه کنید :

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
به قسمتی که با دایره قرمز مشخص شده توجه کنید.
به نظر شما چتر در هوای آفتابی و در مراسم استقبال از پرزیدنت احمدی نژاد چه مفهومی دارد ؟؟؟..

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کابوی کلاه به سر (فلش پایین) :
..... همانجا وایستا و جرنه گاتی میچونما !!!......
احمدی نژاد (فلش بالا) :
..... کیوکیو !!! ... منو نکش کابوی !!!.. من احمدی نژاد نیستم ....من بیلمزم !!!...

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
احمدی نژاد با لهجه ی تهرانی اردبیلی (!) :
.... مخلص همه ی ساغولتون بیلمیرم ای ول یاشاسین بابا دم بیلمز همتون بربری !!!!....

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
احمدی نژاد :
.... رشادتهای و شجاعتهای شما مردم اردبیل درطول تاریخ باعث میشه که آمریکا اینجوری دوتا شاخ در بیاره !!!.....

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
احمدی نژاد :
... اگه همه ی مردم ایران مثل شما روزی یک دونه بربری بخورن تکلیف اسراییل رو زودتر یکسره می کنیم !!!....

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شعار حضار : .... محمود بیا این وری ...... تا بخوریم بربری !!! .....

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
احمدی نژاد :
.... بپر برو از اون نونوایی یه دوتا بربری بگیر با خودم سوغاتی ببرم تهران !!!...

عکس برداری به روش ام ار ای...MRI
این روش از عکس برداری بر پاییه ..الکترومغناطیس بنا شده.MRIمخفف..
Megnatic..Resonans..Imaging
..به فارسی میشه..تصویربرداری به وسیله تشدید مغناطیسی..اصول کار اینطوره وقتی ادم میره داخل اون تونل..اول یک موج مغناطیسی در جهت را ستای بدن تابیده میشه..بعد در جهت عمود بر ان میدان..امواج مغناطیس با فرکانس لامور هیدروژن تابیده میشه..(فرکانس لامور یک فرکانس مخصوصه که در اون پدیده ی تشدید رخ میده..)حالا فرض کنید یک تومور نا جنس در بدن ما باشه وبا عکس برداری ایکس ری مشخص نمیشه..والبته روش رایواکتیو نشانه دار هم هزینه بره..این تومر در فرکانس لامور یا تشدید مشخص میشه(چون نسبت به اطرافش جذب مغناطیسیش فرق میکنه)..الان تو ایران جدیدا ام ار ای های 1.5تسلا هم وارد شده که میشه از اونهادر کاربرد نظامی هم استفاده کرد..(ببخشید اگه خیلی گنگه..)..راستی کاست رحیم شهریاری رو خریدم چیزه بدی نیست..به اسم گئتمه قال..
اشتباه نکنيد همينه که خشاب کلاشينکف به کمرشه..کولشه هم بسته..
سلام حالا که صحبت از عمو شد بهترين عکسشو ميزارم..خودش اين اقا خوش هيکله وسطيه است يه اخونده سمت راست.... وسپهبد صياد شيرازي هم دست چپ..به قيافه ي عموي من ميخوره ۱۹ سالش باشه..اميدوارم قيوم قيومت ما رو هم شفاعت کنه..خيلي دوستش دارم..


ديوم..عزيزان..قدر زندگي روبدانيد..به من چه..اصلا.. شدم...منبري..ول کنيد هر جور راحتيد بابا
..
امروز روز خوبي هست ديروز خوب بود.. فردا عالي تره..همينجور توپ...هدفم اين بود به هتون روحيه بدم..از اين زندگي پوچ زياد ناراحت نشيد..خوشياش ميگزره..بدياش هم همينطور فقط اعمال ماس که ميمونه...
راستي از ابراز محبتتون به فران تشکر خودش هنوز از سفر برنگشته من از طرفش تشکر ميکنم...

نتایج کنکور ودادن..شما هم تو اشنا هاتون کسایی رو داشتید که کنکوری باشید..انشالله که با تلاش خودشون به نتیجه رسیده باشن..الهی امین..ابجی خوب من فه فه(فرانک )هم امسال تو کنکور علوم انسانی شرکت کرده ...انصافا بد نخوند..ولی مطابق انتظارش نبود..فه فه من رتبه ی۵۹۵(تصحیح شد) منطقه 1 شد ..حقوق دوست داره ولی بعیده تهران حتی شبانه قبول بشه..واسه همین برای اصفهان یا تبریز فکرایی تو سرداریم ..اخه اونجا فامیل داریم.....بابا میگه من براش خونه میگیرم...منم خوشحالم...فه فه ماشالله یه پا خانومه..اصلا داداش نمیخواد که غیرتی بشه خودش یه پا مرده...واسه همین من نگران تنها بودش نیستم...نگران خودمم
حالا ببنیم چی میشه...خدا کنه تهران قبول بشه...ولی گیر داده حقوق...بابام میگه از خر حقوق
بیا پایین...فلسفه ای یه چی دیگه بخون ...ولی عشق حقوق مخصوصا بین الملل وجودشو گرفته...میخوام بهش بگم ابجی حقوق بین الملل کیلو چنده..مگه وضع لبنان وتصمیم سازمان ملل و نمیبینی خواهر ...دنیا شده دنیای زور.....راستی این روزا سالرروز صدمین سال مشروطیته...واقعا تبریک داره..نمیخوام علل یابی کنم اشتباهات مشروطه رو ولی فی نفسه چیزه عالی برای اون موقعه بوده..هر چند صحبتها بسیاره...راستی روز پدرم به تمام پدر ها تبریک میگم..وبابای خودم...که اصلا نمدونه وبلاگ دام...بدونه هم نمیاد..نگاه کنه...راستی من هنوز تنهام بد نمیگذره..امروز ناهار کنسرو بادمجون کوفت کردم..![]()
الان نزدیک یک هفته است مامان اینا رفتن ومنو تنها گذاشتن..تنها زندگی کردن عالم بدی نداره..چند بار تجربه کردم ولی از ۱۵ روز بیشتر نشده..میتونم به جرات بگ اگه تخم مرغ نبود میمردم..خوب چند بار از بیرون غذا خوردم..ولی من از اونا نیستم که همش از بیرون غدا بخورم برا همین...یک بار هندونه پنیر یه بار با خربزه یه بار با طالبی شاید به خاطر همینه اینقدر تو این هفته خنگ شدم..والبته..تخم مرغ یار قدیمی با گوجه یا سوسیس..همه جوره هستم اصلا تنهایی: نیمرو..بی دست وپا نیستم ولی تنبلیم میاد غذا درست کنم...مثلا همین ۴ شنبه که مهمون داشتم(پسر عمم از کرج اومده بود) یه غذا درست کردم(نمیگم...چی بود..)
دم کردن برنج هم بلدم.
فرقی نمیکنه پا کستانی همه جوره...دم سیاه ..طارم..عطر دار شمال..فسنجون بلدم..راستش بلدم ولی تا حالا نپختم...بگذریم..منهم که بچه بودم از تاریکی میترسیدم..ولی چند ساله عادی شدم..مثلا یادم..برای غلبه بر ترسم چند سال ژیش وقتی تنها میشدم..میرفتم فیلمهای ترسناک اعم از فینکینشتاین ودراکولا انواع اصلی وتایوانی وغیره شو میگرفتم ونگاه میکردم...یا فانتوم...الان کلی ادم غیر عادی شدم...چه قدر ور میزنم...حضرت علی میگه مرد باید کم حرف بزنه..
دوست دارم یا علی..
god break me
خدا منو شکست...خیلی بد...![]()
همیشه بهترینها رو خواستم ومیخوام به خیلی هاشون هم رسیدم اگر هم به بعضی هاشون نرسیدم قطعا صلاح در اون بوده..اخه میدونید من به قضا قدر اعتقاد دارم..امروز ۲تا میون ترم داشتم...مغناطیس وماشین۱ هم نیازشون کرده بودم چون اینا پیش نیازن...کاری ندارم ماشین ۸ صبح بود که امتحان نگرت ولی مغناطیس ۳.۵ بعد الظهربود اینقدر حالم بد شد که نرفتم امتحان بدم...داشتم تو نماز خونه دانشگاه استراحت میکردم...فکر کردم راجع زندگی..اینکه من از دنیا چی میخوام /؟؟؟؟/بر فرض که این مدرک دهن پر کن مهندسی برق رو بگیرم؟ بر فرض اینکککه برم ادامه تحصیل هم بدم....میدونم اطرافیان به به چه چه میکنن...خودم هم به یه نون ونوایی بالاخره یه شغلی میرسم... با حساب دارایی پدرم واین که من تک پسرشم هم وضع مالیم خوب میشه میرم یه سری ۶ کروکی هم میخرم.....اصلا نه میرم ادامه تحصیل میدم پروفسور میشم...اخرش چی؟
همیشه به این مینازیدم که کم گناه میکنم...به اینکه همه میگن بابک پسر خوبیه...اونها درست میگفتن..ولی ایا واقعا ظرفیت من اینه....امروز اخوند دانشگامون یه خطبه خوند که از این رو به این روشدم...از ساعت ۱۰ صبح تا ۳بعد الظهر همش منگ بودم....اخه بابک خوش خیال !!!!!!!!!!
اخوندی که اولا قبولش نداشتم اره همون اخوندی که یه بار با زانتیا دیده بودم گفتم عجب دزدیه....اره همین ادم منو چپه کرد...با خودم از این قول وقرار های صوری زیاد گذاشتم(از اون قرارایی که میگی این عادت بد وکنار میذارم..)...نه دیگه نمیخوام قرار بزارم...میخوام همیشه به یاد بالایی باشم وبا قدرت تفکری که اون داده به زندگی برگردم...میدونم که همه چی درست میشه ودر اون صورته که از زندگی راضیم..اگه میخوای گناه نکنی ...ببین چرا گناه میکنی...چون از اون دوری...اگه پیش اون باشی به فکرش باشی...دیگه شیطان فرصت نمیکنه تو رو تو گناه بندازه...اره من همیشه از تو غافل بودم...این اخریا هم دیگه نماز نمیخوندم..نمیگم فقط نماز .ولی میخوام با رفتار و شخصیت عالی خودم خودمو مجاب کنم که به یاد تو باشم....من راهی ندارم...دوست دارم خدا اگه همه عاشق یکین من عاشق توام...چون از جنس خودتم....این طور شد که میان ترم ۶ نمره ای پرید ولی من میدونم که جبران میکنم.... یاحق/.. خیلی خوشحالم....اخه از ساعت ۱۰ صبح تا ۳ داشتم فکر میکردم...نتونستم امتحانو دوره کنم...

در بررسی اعتقادات صهیونیسم به دو شیوه میتوان عمل نمود. روش اول بررسی عملکرد صد ساله ایدئولوژی، جنبش ها، گروهای صهیونیستی نظیر هاگانا و سازمان های صهیونیستی نظیر آیپَک است. روش دوم رجوع به مانیست و گفتارهای صهیونیست ها از جمله «پروتکلهای دانشوران صهیون» است. مطالب زیر با ترکیب این دو روش تهیه شده است.
1- صهیونیسم تمامی یهودیان جهان را دارای یک تابعیت و آن هم تابعیت اسرائیلی می داند.
2- هدف صهیونیسم سیطره یهودیان بر جهان بر اساس وعده یهوه -خدای یهود- است و نقطه آغازین این امر را برپایی حکومت خود در سرزمین موعود که ازنیل تا فرات است، می دانند.
3ـ صهیونیست ها معتقدند که یهود تنها نژاد برتر است که باید رهبر و آقای جهانیان باشد و دیگر ملت ها خادم او باشند.
4ـ آن ها سیاست را نقطه مقابل اخلاق می دانند که باید در آن از حربه هایی چون مکر و ریا استفاده کرد، اما فضائل و راستگویی در عرف سیاسی جزء رذایل و ناپسندی ها به شمار می آیند.
5ـ باید که دیگر ملت ها را در رذایل غرق کنیم و از طریق فراهم کردن اساتید، خادمان و زنان فاحشه برای آن ها هر چه بیش تر آن ها را گرفتار کنیم.
8ـ باید از رشوه، نیرنگ و خیانت بدون هیچ تردیدی تا زمانی که اهداف ما را محقق می گرداند، بهره برد.
9ـ باید نگرانی و وحشت ایجاد کنیم تا فرمانبرداری کورکورانه دیگران را برای ما تضمین کند. همین که ما به انسان های نیرومند و قوی مشهور شویم برای سرکوب هر گونه شورش و عصیان کفایت می کند. لذا با خشونت و سنگدلی با هر که سد راهمان شود، برخورد می کنیم.
10ـ باید نوعی اشرافی گری متکی بر مال و ثروتی که در دستان ما باشد و علمی که خاص دانشمندان ما باشد، را ترویج دهیم.
11ـ بر رسانه ها ـ این قدرت فعال جهانی ـ برای هدایت جهان به سمت و سوی اهداف خود سیطره پیدا خواهیم کرد. همه رسانه ها در قبضه قدرت ما هستند مگر چند رسانهای که زیاد مهم نیستند. این رسانه ها را برای ترویج شایعات به کار می گیریم تا این که به حقایقی راستین بدل گردند. از این طریق ملت ها را مشغول می کنیم و آن ها را از آنچه برایشان منفعتی در بردارد، باز می داریم و کاری می کنیم که به دنبال شهوت و خوشگذرانی بیافتند.
12ـ باید آتش خصومت و کینه توزی میان تمامی گروه ها و طیف ها برافروخت تا با هم درگیر شوند و قدرت را هدف مقدسی قرار داد تا این که همه این گروه ها بر سر آن با هم رقابت کنند و این گونه حکومت ها فروپاشند و حکومت جهانی ما بر روی خرابه ها و آوارهای آن برپا شود.
13ـ اکنون ما به برکت وجود وسایل سری در وضعیت دفاعی خوبی هستیم، به گونهای که اگر کشوری به ما حمله کند، کشوری دیگر به دفاع از ما بر می خیزد.
14ـ حربه آزادی مردم را به نبرد حتی با خدا و مقابله با سنت های الهی وا می دارد. این حربه تنها وسیله ممکن برای هدایت حکام این ملت ها جهت اجرای برنامه ها و سیاست های ما می باشد.
15ـ باید دولت ایمان را از دل و جان ملت ها بزداییم و اندیشه وجود خدای یکتا را از عقل و اذهان آن ها بیرون کنیم و به جای آن قوانین ورزشی مادی قرار دهیم چرا که ملت ها وقتی که تحت نظر دولتی اسلامی و متدین قرار گیرند، احساس آرامش و سعادت می کنند.
16- باید از عواطف و احساسات دیگران به نفع خود بهره بریم و این احساسات را تحریک کنیم تا به اهداف خود برسیم و باید بر افکار و اندیشههای دیگران سلطه یافت تا به جای نابود کردن آن ها به گونهای این افکار را در راستای خدمت مصالح و منافع خود هدایت کنیم.
17ـ توجه خاصی به افکار عمومی خواهیم داشت تا این که قدرت فکر و اندیشه سالم را از آن بگیریم و به گونهای آن را به کار گیریم تا فکر کند شایعات ما همگی حقیقت دارد و کاری می کنیم که دیگر تشخیص ندهند که کدام وعده ها واقعی و کدام ها دروغین است. باید کمیته ها و هیأت هایی تشکیل دهیم که اعضای آن با ایراد سخنانی آتشین مدام وعده و وعید دهند و باید به گونهای در میان ملت ها این اندیشه را که آن ها سیاست را درک نمیکنند و بهتر است که آن را برای اهل خود رها کنند، ترویج دهیم.
18ـ مدیریت عالی حکمرانی تشکیل خواهیم داد که دارای ایادی زیادی در تمام نقاط کره خاکی باشد و کلیه حکام تحت امر آن باشند. ر.ک.سایت مرکز اطلاع رسانی فلسطین
يا نصرالله يا حبيب دمّر دمّر تل ابيب
رفتارهای طغیانگرانه من ازسال ۷۹ شروع شد وقتی که من اول دبیرستان بودم..از طرف مدرسه از ۲۸ اسفند رفتیم اردوی جنوب .اروندکنار واقع در ۷۰ کیلومتری ابادان هم مرز با فاو عراق...پارک بسیجیان واقع در ورودی شهر....خیلی چیزای دیگه هم ساختیم...این طغیانگری در سالهای بعد هم ادامه داشت شهر شوش و دشتستان بوشهر پشت سر هم..همه ی انها باعث شد تا من ۳ عید متوالی پیش خانواده نباشم...اولش مامان رازی نبود...ولی من عین این بهروز سریال نرگس اینا به خواستم میرسیدم...البته نه عین اون....اولین بار سال پش دودفعه با ماشین شخصیم رفتم مسافرت که باعث عجب وناراحتي شد...قرارا سر بازيم برم ۰۰۷ انشالله بعد از دانشگاه ۳ ترم ديگه که فارغ شدم....
.بازم بد رانندگي کنيد اينطوري ميشيد ها
عکسا رو بعدا میزارم...اشکال داره..
عزیزانی که ۲۰۶ دارن بدونن اگه با سرعت برن ممکنه این بلا سرشون بیاد.. تازه تصویر ما ۲۰۶ فرانسه ایربگ داره..مال ما فرغون وطنی با بدنه حلبی..خدا بخیر بگذرونه...تو رو به خدا یواشتر..ایام سفره تابستانی به همتون خوشبگذره..(پلیس فعلی ...ریسرقبلی
) بعدا میزارم..
با اینکه نماز نمیخونم...با اینکه خیلی گناه میکنم...ولی میدونم که خدا منو خیلی خیلی دوست داره... به خودش قسم...من میدونم...صدای گیتار داره گوشمو نوازش میده..وای چه حال خوبی دارم..دیگه نمینالم از این که: دختر مورد علاقم منو غال گذاشت...هدیه گفت من دارم نامزد میکنم...همیشه جایی که فکر میکنی...همه چیز درسته خدا میاد از خداییش استفاده میکنه...کی فکر میکرد هدیه همچین جوابی به من بده ...نه از رفتارش تو شرکت میشد فهمید ونه هیچ چیز دیگه...1وضع مالی خوب من...2شکل ظاهری مورد قبولم(خودش ميگفت خوشگلي بابک بدون ريا)...3رفتار به زعم خودش عالی....نمیدونم چی شد...شاید هدیه بزرگی کرد(دختری بیست ساله خوشگل از همونایی که تیپ میزنن میان خیابون..ولی باید مینشستید کنار حرفاش تا میفهمدید که عاقله ) ...شاید ...شاید نمیدونم چی بگم...منگم....شاید خیلی از دخترای دیگه قبول میکردن....ولی هدیه نکرد...شاید وجودش از عشق یکی لبریز بوده ...پس تحسین میکنم این همه بزرگی رو.......اولش خيلي عصباني شدم ..ولي بعد با يک شيريني از دلش در اوردم...از هديه شکايتي ندارم...هنوز وقتش نشده من يارم رو انتخاب کنم...زندگي جاريست...چند تا تصویر میزارم ...تا از این به بعد خوب رانندگی کنید!