بگو
بگو بگو..بگو تو هم مثل من عاشق ودیوونه ای..بگو که تا دنیا دنیاست عروس این خونه ای (.....
.
بسم لله القادر الجبارین... استادمون حاج اقا اصفهانی میگفت هیچ وقت خدا را با نام جباریتش اسم نبرید....ولی من که مورد ظلم واقع شدم چی..من الان یک محکموم...دفاعیات من رو گوش کنید هیت منصفه هم خودتون..مجموع کامنت ها هم میشه نظر هیئت منصفه..منطقی به نظر میرسه...اینم جوابیه من:
من بابک اسرافیلی تو جامعه ای زندگی میکنم وقتی که تو خیابونا و تو کوچه هاش میگردی هر از چند گاهی که نه کمه حرفای از این دست(هلو.. گوشت.. مانکن..) شنیده میشه..تو ورزشگاهاش مثل نقل ونبات فحش میدن(چه نوعش)...با ادب ترینش شعار معروف شیر سماوره.....)من هم رفقایی از این دست کم نداشته ام...رفقایی که خجالت میکشم از این که بگم چه لحظاتی را با اونها بسر بردن...وخوشحالم از این که بیشتر از این که اونا روم تاثیر بذارم برعکس بوده....قسم به الله جله جلاله.. استاد من جلال ال احمد. تو نوشته هاش راست گویی را رعایت میکرد...هیچ وقت یادم نمیره ..جایی تو سفرنامه حجش (خسی در میقات). نوشته..دلم برای زنی جوان از اهل عرب رفت که نوک پستانش از زیر لباسش معلوم بود..حالا من که هر چی دلم گذشته را میگم.. شدم ادم بد...اصلا ادم بد بودن معیار نمیخواد؟؟/...چون دلم برای یک زن خوشگل که 7 قلم ارایش کرده بود رفت؟؟...چرا؟ چون به دوتا دختر خانم خوش تیپ هلوگفتم...اگه میگفتم زیبا درست بود.....نه برای من اوندوتا هلو بودن...هنوز هم هستن...من نمیتونم دروغ بگم ونگم که تو دلم چی میگذره..خوب شاید برای ادمی که جوونه وازدواج نکرده طبیعی باشه...ولی این نمیتونه ملاک خوب یا بد بودن باشه..من بدم ولی نه به خاطر دو کلمه حرف که از دهنم خارج شده...اینها بین جوونای همسن وسال من یه چیز عادیه...
اقایون وخانومای مهترم!!!
اره همین..نمیدونید چقدر ناراحتم..من یک محکومم ...حالا این دفاع به چه درد میخوره ...حداقل راضی بودم تو اینترنت نقش بازی نکنم....تو اینترنت خودم باشم...تف به این دنیای مجازی که ادم ها همون ادمای روی زمینن...میدونید اشتباهم این بود نباید برای خودم شخصیت حقیقی در نظر میگرفتم...اشتباهم این بود که برای مخاطبانم ذهنیت درست کردم..از جوانی مثبت...خواهش میکنم...ذهنتنو پاک کنید...نمیگم ذهنیته غلطیه..ولی من اینجور نمیخواستم..من میخوام خودم باشم...همینه که هست...یه وقت دیدید داستان سکسی گذاشتم..
اول سلام ودرود لاریم عزیز تورک هموطن لریمه..چه اذربایجانی..چه قشقایی چه زرین شهری چه فریدنی چه قزوینی.چه همدانی و....دوم بی سلام تمام ایرانیلارا..امیدیم وار که همشه ساغولسوز و یاخچی یاشیاسوز. ایستدیم فرقه دمکرات بارسینده وسیدجعفر پیشوری راجبینده بی نچه خط قرلدم..سوزون دوزی..ازومی اصلا بی باتتن صاحب نظر گورمدیم چون منیم اطلاعاتیم یا دوزونه بیلمگلریم منحصره بی محدود اطلاعاتا من جمله اتام (بابا)سوزدری ونچه دنه کتابدی..بینا خاطرازومی اصلا صاحب نظر گورمدیم..ولی ایستیم اوو شی (اون چیزی که) منیم اورییمده وار بازگو الیم.منیم نظریمه پیش وری اونا خاطر کمونیست اولده ونهایتا ایستدی که اذربایجان ایرانان گوپا(جدا شود) واذربایجان شووروینن(البته زمان انقلاب 1917 تزاری دن گاباخ اذربایجان شورویه البانیا یا اران دمیشیدیلر) بیرلشدیره ..اونا خاطر که مرکزی حکومت تهراندا.. اذربایجان قومیتنه اوجور که باید یتشمیدی..سیزی به نه چه نظر که اوموقعه بی باب د ورلیشدیریب جلب الیرم:نقل فارسی از کتاب از زندان رضا خان تا صدر فرقه دمکرات اذربایجان نوشته ی علی مراد مراغه ای ..
یکی از دلایل جدایی حذب توده از دمکرات اذربایجان واختلاف این دو مربوط به زبان اذری میشد.مسئله زبان اذری وقوم گرایی در بین اذری های ایران در قبل از حکومت رضا شاه وجود نداشت این در واقع اتشی بود که در دوره ی رضا شاه برافروخته شد وبه عنوان عاملی داخلی نقش عمدهای داشت. شروع همانند سازی در دوره رضا شاه وسعی در بین بردن تمایزات قومی ..فرهنگی ..اجتماعی..صورت تحمیلی وفشار از بالا را میتوان بخش جدایی نا پذیر از شبه مدرنیسم رضا شاه دانست.نتیجه ی این تفکر ان شد که شهر تبریز که دومین شهر از لحاظ توسعه در اول صدرات رضا خان بود..به 6 مین شهر در پایان صدراتش تنزل یافت..رضا شاه دشمن سر سخت کمونیست ها بود ونباید از نظر دور داشت که نود درصد رهبران حزب کمونیست..(اعم از توده یا دموکرات اذربایجان) در زمان او وقبل از او را ترک ها تشکیل میدادند..
علیرضا نابدل چریک اذری که در سال 1350 توسط رژیم اعدام گردید در این زمینه مینویسد:
شویننیستها روی این موضوع که مثلا 800 سال پیش اذربایجانی ها بزبان فارسی صحبت میکردند پا فشاری میکنند وبه خیال خودبه اثبات این مدعا بزرگترین دشواریهای عصر حاضر را حل کرده اند...تخیل انها در مورد چگونگی جایگزینی زبان کنونی بجای زبان پشین بسیار ابلهانه است.بنظر انان ماموران حکومت صفوی به زور مردم را وادار بزبان ترکی کرده اند.وبه این ترتیب در مدت نسبتا کوتاهی زبان مردم در مدت نسبتا کوتاهی مردم عوض شده است..این مدعا در کشوری مطرح میشود که حتی امروز هم پای ماموران دولتی به بعضی از مناطق روستایی سالی یک بار هم نمیرسد..ما دراینجا به طرح ماهیار نوایی ( از ادبای دوران رضا شاه برای ریشه کردن زبان اذری)اشاره میکنیم.به نظر ایشان با وسایل عادی نمیتوان زبان اذری را ریشه کن ساخت..بلکه باید با کودستانهایی وپرورشگاهیایی در نقاط کوهستانی ساخت وبچه های قنداقی را از مادرشان گرفت وبرد انجا تا به زبان فارسی ترببیت شوند..دیکتاتوری رضا شاه بر اساس این فکر شونیستی-فاشیستی فشار فرهنگی ملی وحشتناکی بر خلق ایران وارد کرد..
یه روز صبح پاشدم ..مامان وفران رفته بودن اصفهان ..منم هوس کردم برم اردبیل پیش بابا..همین ۴ شنبه ی هفته ی پیش.. تو حراست فرودگاه مهراباد اشنا دار یم...بدون بلیط حتی ازاین بلیطای لیست انتظار ساعت حدودای ۱۱ صبح اژانس گرفتم رفتم مهراباد..اردبیل رزوی ۳ تا پرواز داره یکی ۷ صبح دومی یک و چهل وپنچ دقیقه سومی که البته برای شرکته اسمانه ساعت 5 (دوتا اولی برا هماست)..تو لیست انتظار یک وچهل وپنج دقیقه بودم..کلا سه تا جا باز کرد ..اونم دادن به این جانباز واینایی که بلیط لیست انتظار داشتن..منم حال نداشتم دوتا فهش دادم به این پارتیم...یه ماشین گرفتم رفتم ترمینال غرب..اونجام یه ساعت الاف شدم زرنگیم این بود که اسمم تو لیست انتظار پرواز ساعت ۵ پنجمین نفر بودم..خلاصه تو طبقه ی دوم ترمینال غرب ناهارمو ساعت ۳ کوفت کردم..یه زنگ زدم به این پارتیم..اسمش دین اراست....دین ارا!!! اگه رفتید مهراباد کارتون راه نیفتاد برید یا اسم اینو یا اسم طیبی رو بگید یا ملکی اینا سر شیفتن مثلا.. ولی پیش احمدی نرید خیلی سگه ...خلاصه اومدم با هواپیمایی اسمان..تو هواپیما با یکی رفیق شدم خودشو خبرنگار شبکه خبر معرفی کرد گفتم: ندیدمت؟.از این صفر کیلومترا بود...قشنگ میشد ترس رو تو چشم مسافرا دید...این رفیق ما هم گیر داده بود به خانم مهماندار چپ وراست سوالهای عجیب غریب مپرسید مثلا برای عصرونه ساندویج کالباس با پنیر دادن. . خیلی با کلاس میپرسید: ببخشید خانوم این اسمش چیه؟ بنده یخدا میگفت ساندویچ .. بعد خیلی حق به جانب میپرسیدایا این ساندویچ(saaaaaaandvich)بخونید سندویچ اسم مخصوصی نداره.....یارو هم میموند جوابشو بده... شبکه خبریه.یه همکار داشت کم کم 45 سال داشت این اهنگ پیشی بیا گوشی رو بردار رو گذاشته بود ..بعد یه خانم خوشگله برمیگشت..نگاه میکرد...خدا حفظش کنه..بعضیا عجب زنایی دارن...عین فشن ( اصلا مدل بود)
...خیلی گوشت بود..دلم براش رفت...یاد هدیه افتادم..اتفاقا هدیه و بابا وجدو ابادش مهمونمون بودم...ولی منو اصلا ندیدن..خیلی شانسی...تو همین اردبیل...اولودوز هم دانشگاه هیچی قبول نشد...عشق اولم
..راستی ابجیم هم..حقوق روزانه دانشگاه گیلان قبول شده...فکر کنم ..با این حساب زن من هم رشتی از اب در بیاد
.....خلاصه اردبیل هم پیشرفت کرده...تو فرو دگاه با کت وشلوار رفته بودم.تریپ بیزینس منی
...دوتا دختر خانم هلو یکی برنزه
.. نشسته بودن داشتن بروبر منو نگاه میکردن...من هم تا چشمم تو چشمشون میفتاد.. خودم هواسمو پرت میکردم...نمیدونم فکر کنم تو پنچ دقیقه ای که این هلو ها اونجا بودن میشد ازشون یه طناب گرفت ولی من عذاب میکشیدم...وهی زمین و هوا وتلوزیونو نگاه میکردم..تا اینکه بابام زنگ زد شروع کردم با اون لهجه ی8 سیلندرم ترکی حرف زدن....پچ وپچای این دخترا شروع شد من یه دفعه پاشدم رفتم... خدا رو شکر میکنم نمیتونم مخ دختر بزنم..یا حداقل تبحر خاصی ندارم...یا شاید نمیخوام داشته باشم..نمیدونم..؟؟/؟؟؟ سرتونو درد نیارم..گفتم اردبیل پیشرفت کرده اینو از خانومهای 206 سوار اردبیل که هرچند معدودا میشه فهمید..چه معیاری برا پیشرفت...اقا خوش گذشت جاتون خالی...راستی هدیه ی من خیلی شبیه اینه
کیفیت وکمیت....
ما تو ایران زندگی میکنیم...اشتباه نکنید !خودم وداداشمو میگم..اسمش کمیته..پسر خوبیه..فقط همین..منم کیفیتم..یه دختر خوب به قول بابا :یه خوشگله!داستان زندگیمونو نمیخوام بگم..لزومی نداره کسی بدونه اصلا ما از کی به وجود اومدیم..بابا میگه جدو اباد ما زمان حضرت ادم یعنی دقیقا هوار سال پیش به وجود اومدن...زمانی که ادم جان گند زد به زندگی 6 میلیارد ادم زنده...
بابک چی میگی؟بابک داره ور میزنه.. میدونید بابک میگه به بابای ما 6 میلیاردنفر توهین نکن..خودت ادم نیستی دلیلی نداره تو کار دیگران دخالت کنی..بابک کنار من نشسته..ولی چون هدست تو گوشمه..اولش حرفاشو نفهمیدم.اره برای کی مهمه که بدونه چون کیفیت سیب حضرت ادم خوب بوده وسوسه شده..البته واضحه که ادم از کیفیت مزه ی سیب خبر نداشته.ولی شیطونک ( بابک به شیطون میگه شیطونک ....دلیلش(بابک) هم اینه که شیطون چیزه کوچیکیه ما با کارهای اشتباهمون اونو بزرگ میکنیم) خوب از سیبه تعریف کرده...وادمها هم که همه کنجکاو ...از همون بچگی..کرم نریز بابک..ببخشید...داشتم میگفتم..فضول ..بابا همتون فضولید.. شاید هم اولش کنجکاو...
قرار نبود اینا رو بگم..ما الان تو ایران 1385 زندگی میکنیم..اینجا مرد سالاری هنوز هم حاکمه..هنوز هم زنها به حق خودشون نمیرسن..حتی راجبه من وکمیت هم صادقه..کمیت براشون مهمه..ولی کیفیت چی ؟چند تا زن داری؟نمیگه چه زن خوبی داری؟برنج پر محصول به جای برنج با کیفیت...اصلا میدونید چیه وقتی حرف از کمیت میشه یه جورایی بوی پول میده...ولی کیفیت حداقل افکار عمومی اینجوری فکر نمیکنن!!!هر چقدر هم بهشون بگی کیفیت مصالح ساختمون رو ببر بالا ...اقای بساز بفروش به کمیت طبقاتش نگاه میکنه!!به نظرم به یه انقلاب در این زمینه احتیاج داریم..شما هم به ما کمک کنید...البته میدونم که خیلی از خریدار ها به کیفیت جنس اهمیت میدن..ولی صاحبان پول وثروت که چرخ مملکتتون رو میچرخون چی؟
یک اشتباه بزرگ.....خوانندگان گرامی ومخاطبان عزیز..البته میدونم همش یه جمعه نهایتا نه نفری میشه..راستش خودمونی بگم گند زدم به تاریخ...حقیقت مطلب اینکه من جای شا ه اسماعیل نام نوادش شاه عباس رو گذاشتم....حالا نکته وقتی جالب میشه که بدونید روزنامه ی وزین شرق هم چنین اشتباه بزرگی رو در شماره ی845 خودش انجام داده والبته همین من را به اشتباه انداخت...در صورتی که من چند سال پیش کتاب شاه جنگ ایرانیان در چالدران را خونده بودم نوشته ی اشتن متز وجون بارک...برید ببنید روزنامه ی شرق رو:
چالدران...
دلم نگرفته...شادم زین فجر اللهی..بباید مرا کوشش وتلاشی بیش از این...همانگونه که شاه عباس بیادم..داد..وسلطان سلیم..تو با خود چه فکر میکردی....اینجا ایران است..از رستم کلاچرمینه ی تالشی تا دلیران بانه(شهری در کردستان)...واشعار فردوسی مزین رزم اوران ایران است...
سلطان! به راستی درود بر تو...به علی که مقتدای همه ی مان است قسم...فرزندان همین خاک چند سال پیش حماسه ی چالدران را تکرار کردند...درود بر روان پاک فرماندهان ورزم اوران ایران در جنگ چالدران...
این بود تفکر من در باره ی جنگ چالدران ولی از نظر ترکها قضیه فرق میکرد..انها همیشه این روز را جشن میگیرند..چون به واسطه ی ان تبریز فتح شد..
فیلم مراسم تریاک کشی حاج عبداارضا هلالی به قلم امیر فرشاد ابراهیمی ازالمان..البته لیدا خانم هم همراهیشیان میکنید.بدویدو برید تا فیلتر نشده...سعی کنید به همه ی دوستان خبردهید تا ماهیت مداح اقا امام خامنه ای برای همه ی عزیزان روشن شود.هلالی ..محرم سال گذشته در مداحی خود از امام خامنه ای خواسته بود تا به او وانصار حزب لله اجازه بدهند...تاریشه ی بد حجابی را از جامعه برکند....http://farshadebrahimi.blogspot.com