تبليغاتX
هيچي... - خدایا..
هيچي
سلام خدا جون چطوری؟ ...من دیشب با داییم داشتم بحث فلسفی میکردم...گفت: میدونی چرا یه چیزی به اسم خدا هست. چون که بشر نسبت به وجود خالق احساس نیاز میکرد..یک نفر رو در نظر بگیرید که چند هزار سال قبل  بعد از اینکه از خونه وهمسرش خدا حافظی کرده ورفته شکار! بعد از شکار و سیر شدن شکمش  نشسته به اسمون نگاه کرده به درخت ها نگاه کرده از اینهمه نظم حیرت کرده..گفته پس باید یه کی منو افریده باشه. یک سری فکر کردن گفتن همین خورشیده...همین طور  خداهای زیادی ساخته شده.بعد گفتم :خوب الان میدونیم یه وجود مطلق باید باشه که الان من با اون رسیدیم اسمشم هم خداست...قبول نکرد گفت: من هنوز به همچین موجودی نرسیدم.گفتم موجود نیست خود وجوده. از حرفاش بر میومد تو رو نهی نمیکرد.این همه نظم و دلیل رو رد نمیکرد. ولی قبول هم نمیکرد همین خدا همونیکه تو قران اومده.گفت: شاید در اینده ثابت بشه خدا کله جهانه! گفتم همین الانشم همین طوره! وقتی خدا وجوده مطلقه.پس هر موجودی که افریده به نوعی از اون وجوده.سرتون رو درد نیارم ..اخر این بحث ها به جاهای خوبی نمیرسه.خلاصه خدا جون من خیلی چاکرتم..راستی تیپ شخصیتی a رو هم عوض میکنم..
خدایا من عاشقم..حقیقتش الان ناراحت نیستم از این همه کم محلی بخاطر خودش..چونکه میخوام زودتر خودش به حقیقت برسه..قبول دارم خیلی وقتا با رفتارام اذیتش کردم...مثل دوستی خاله خرسه..ولی این چیزی از اتش شعله ور وجودم کم نکرده..خدایا  اونو کمک کن..من با پاک ترین احساساتم دعا میکنم..
+ نوشته شده در  شنبه هفتم بهمن 1385ساعت 8  توسط   |