تبليغاتX
هيچي... - تف
هيچي

تف به این زنگی . نمیدونم برای چی مینویسم. ولی میدونم برای کی مینویسم . تف به این زندگی .باز هم تف یه تف خلط دار به این زندگی پر از پول و مادیات. باز هم تف به این زندگی. من خودم پولدارم. ولی باز تف .............. من طبیعت را دوست دارم . من دلم برای چمنزا رهای دهات بابام اینا تنگ شده. به خدا تنگ شده .کی میفهمه ....تف به این همه کثافت نکبتبار......................................................................من دلم میخواد دختری داشته باشم وتوی روستا بزرگ شدنشو ببینم ........ولی خیالی بیش نیست. مهندس برق ودهات کی میدونه شاید توی دهاتمون یه نیروگاه زدیمو من شدم مسئولش باز هم تف به این زندگی تف .....دهنم خشکید از این همه تف کردن...................یا حسین اگر توی محرم پارسال هواسم بیشتر از اینکه پیش تو باشه پیش دختر های همسایهمون بود ولی الن میفهمم که دهان خشکیده چه قدر بده.........میخوام اینقدر تف کنم تا بمیرم.................................

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم مهر 1384ساعت 22  توسط