تبليغاتX
هيچي... -
هيچي
سلام..بچه ها ..بعد از ديدن نظرات دوستان در باره ي پست سمند وجد واباد من... ..تصميم گرفتن پست پايين را به نوعي ترجمه کنم... با عرض پوزش از اينکه نتونستيد بفهميد ...قطعا نوشتار من ايراد داشته...بگزاريد به حساب ۳ ماه دور بودن از شما...به علت خراب بودن کامپيوترم ۳ ماه گم وگور بودم... بگزرم از اينکه بعد از ۲ بار مين سوزوندن و چهار وپنج بار گارانتي رفتن.. با هزينه ي۱۵۰ تومن کامپيوتر درست شد....اين دوري باعث شده نوشتارم هم ايراد پيدا کنه عين کامپيوترم....

داشتم... ميگفتم....مطلب پايين ميگه که اجداد من از شيروان در جمهوري اذربايجان اومدن ايران و ساکن شدن....واگر اجداد من اينکارو نميکردن...من الان يک روس بودم وبه جاي افتخار به ايراني بودنم.. بايد به کمونيستي بودنم افتخار ميکردم....اين پست رو هم به خاطر اين نوشتم که چند وقت پيش کارخانه ي سمند توي شهر اجداد من )شاماخي( افتتاح شد. اخرش هم گفتم خاقاني شرواني هم همشهريه بابام اينا بوده....يه شعر هم ازش گفتم ...که پايين هستش..

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم خرداد 1385ساعت 11  توسط   |