اول سلام ودرود لاریم عزیز تورک هموطن لریمه..چه اذربایجانی..چه قشقایی چه زرین شهری چه فریدنی چه قزوینی.چه همدانی و....دوم بی سلام تمام ایرانیلارا..امیدیم وار که همشه ساغولسوز و یاخچی یاشیاسوز. ایستدیم فرقه دمکرات بارسینده وسیدجعفر پیشوری راجبینده بی نچه خط قرلدم..سوزون دوزی..ازومی اصلا بی باتتن صاحب نظر گورمدیم چون منیم اطلاعاتیم یا دوزونه بیلمگلریم منحصره بی محدود اطلاعاتا من جمله اتام (بابا)سوزدری ونچه دنه کتابدی..بینا خاطرازومی اصلا صاحب نظر گورمدیم..ولی ایستیم اوو شی (اون چیزی که) منیم اورییمده وار بازگو الیم.منیم نظریمه پیش وری اونا خاطر کمونیست اولده ونهایتا ایستدی که اذربایجان ایرانان گوپا(جدا شود) واذربایجان شووروینن(البته زمان انقلاب 1917 تزاری دن گاباخ اذربایجان شورویه البانیا یا اران دمیشیدیلر) بیرلشدیره ..اونا خاطر که مرکزی حکومت تهراندا.. اذربایجان قومیتنه اوجور که باید یتشمیدی..سیزی به نه چه نظر که اوموقعه بی باب د ورلیشدیریب جلب الیرم:نقل فارسی از کتاب از زندان رضا خان تا صدر فرقه دمکرات اذربایجان نوشته ی علی مراد مراغه ای ..
یکی از دلایل جدایی حذب توده از دمکرات اذربایجان واختلاف این دو مربوط به زبان اذری میشد.مسئله زبان اذری وقوم گرایی در بین اذری های ایران در قبل از حکومت رضا شاه وجود نداشت این در واقع اتشی بود که در دوره ی رضا شاه برافروخته شد وبه عنوان عاملی داخلی نقش عمدهای داشت. شروع همانند سازی در دوره رضا شاه وسعی در بین بردن تمایزات قومی ..فرهنگی ..اجتماعی..صورت تحمیلی وفشار از بالا را میتوان بخش جدایی نا پذیر از شبه مدرنیسم رضا شاه دانست.نتیجه ی این تفکر ان شد که شهر تبریز که دومین شهر از لحاظ توسعه در اول صدرات رضا خان بود..به 6 مین شهر در پایان صدراتش تنزل یافت..رضا شاه دشمن سر سخت کمونیست ها بود ونباید از نظر دور داشت که نود درصد رهبران حزب کمونیست..(اعم از توده یا دموکرات اذربایجان) در زمان او وقبل از او را ترک ها تشکیل میدادند..
علیرضا نابدل چریک اذری که در سال 1350 توسط رژیم اعدام گردید در این زمینه مینویسد:
شویننیستها روی این موضوع که مثلا 800 سال پیش اذربایجانی ها بزبان فارسی صحبت میکردند پا فشاری میکنند وبه خیال خودبه اثبات این مدعا بزرگترین دشواریهای عصر حاضر را حل کرده اند...تخیل انها در مورد چگونگی جایگزینی زبان کنونی بجای زبان پشین بسیار ابلهانه است.بنظر انان ماموران حکومت صفوی به زور مردم را وادار بزبان ترکی کرده اند.وبه این ترتیب در مدت نسبتا کوتاهی زبان مردم در مدت نسبتا کوتاهی مردم عوض شده است..این مدعا در کشوری مطرح میشود که حتی امروز هم پای ماموران دولتی به بعضی از مناطق روستایی سالی یک بار هم نمیرسد..ما دراینجا به طرح ماهیار نوایی ( از ادبای دوران رضا شاه برای ریشه کردن زبان اذری)اشاره میکنیم.به نظر ایشان با وسایل عادی نمیتوان زبان اذری را ریشه کن ساخت..بلکه باید با کودستانهایی وپرورشگاهیایی در نقاط کوهستانی ساخت وبچه های قنداقی را از مادرشان گرفت وبرد انجا تا به زبان فارسی ترببیت شوند..دیکتاتوری رضا شاه بر اساس این فکر شونیستی-فاشیستی فشار فرهنگی ملی وحشتناکی بر خلق ایران وارد کرد..